Greece: Anarchist Abtin Parsa , ΔΗΜΟΣΙΑ ΔΗΛΩΣΗ/PUBLIC STATEMENT/بیانیه عمومی(gr, en, fa)

We are in a war situation, some of us were killed, some of us are in prisons, some of us were pushed to escape and are being hidden and many of us are under a lot of pressure. We should accept that resistance against state and capitalism is not the easy way of life but we have no choice: either we resist together and survive, or the state and capitalism will kill all of us one by one.
After months being under watch, follow and harassment by anti terrorist unit, on February 13, when the oppression did target me and those who have contact with me more than in the past, I did take a political decision to be hidden. I am not in a safe place and no one is in a safe place because in this neo liberal capitalism system, there is no safe place, so being hidden inside 4 walls does not mean you are safe.
In this period of time, there is a historical and political responsibility for the movement to defend the armed resistance. The goal of state repression is first to pacifize and in the end to destroy any kind of resistance, because the state does not want the oppressed to fight back. The state talks about peace but this peace is nothing but monopolizing the violence in the hand of state. The state is trying to make us unable to return the violence, but the oppressed should defend themselves by any means that they understand; otherwise there is no survival.

In the summer of 2018, when the state sent cops to Sterefi Hill, it was very clear for us that first, the public spaces will be under attack and the next step of the state will be our private spaces, which the anti terrorist operation in November of 2019, clearly showed. The development of state repression from 2012 to 2020 is a proof to us that if we are more pacifistic and make less resistance actions, the repression by the state becomes more and this is the point of why the movement should defend the armed resistance. I believe the golden time of the anarchist movement in Greece was in the decade of 1970, when many youths joined the movement, which had continuation until the decade of 1990, but the decade of 1990 was a historical moment to make the social revolution, when it was the time for the working class to stop work and makes riots in the streets, but since it never happened, a political disappointment arrived inside the anarchist movement, which pushed many comrades of the anarchist movement to joined the leftist parties. I believe this political change of the anarchist movement was a beginning of pacifist characteristic for the actions of the resistance movement. In 2008, simultaneous with the murder of Alexis G. by cops and in 2012, the economic crisis, the movement found more social bases to fight back violently against the state, but it was not like the social bases, which there were in the decade of 1990, so 2008 and 2012 could not became a social revolution.
The immigrants are the first target to get attacked by the state because we as immigrants are the most weak people in the society; that is why any time the state wants it can attack us, and in order to give legitimacy to its attacks, the state criminalizes us through its media. The real robbers are capitalists and the real criminals are politicians. We are not dangerous for the society; those cops are dangerous for the society and the only terrorists are the state and capitalism.
Unfortunately, most of the solidarities that the locals give to immigrants is based on victimizing the immigrants and in a reformist way. I believe the immigrants crises cannot be solved by changing the laws because capitalism and states created the immigrants crises, so as long as the creator of immigrants crises exist, the crises exist too and that is why the solidarities to the immigrants should have anti-state and anti-capitalist characteristics. In my opinion, at the moment, solidarity means attack and we need a movement of solidarities that have anti-capitalism and anti-state characteristics in Greece. We must attack the interests of state and capitalism in solidarity with immigrants.
Since a few days ago, thousands of immigrants are in the border of Greece/Turkey and try to get inside EU, but the cops and soldiers used war bullets and tear gas against immigrants. While I believe we should not get inside the political game of the states, right now, the most useful solidarity to the immigrants who are at the border is to arm them because the answer to bullets should be bullets back and this is the only way to open the border for all the immigrants. We as immigrants should fight for what we need and at the moment, our first need is survival, so we must destroy those who are killing us; we have nothing to lose but our fear.
We as immigrants who are inside EU, we should not be silent and we should come to the streets together with locals against what is going on at the border of Turkey/Greece. I know many of us had a hard life in the counries that we came from, but we should not think individually for our personal goals. This situation remind me of a poem in the time when Nazis had the power in Germany: When they came for socialists, I did nothing because I was not a socialist; when they came for communists, I did nothing because I was not a communist; when they came for Jews, I did nothing because I was not Jewish; and in the end, when they came for me, there was nobody to defend me. I believe when they are finished with immigrants at the border, they will come to us as immigrants in the EU.
Abtin Parsa 6/3/2020

از ما تحت فشار زیاد قرار داریم. باید قبول کرد که مقاومت در برابر دولت و سرمایه داری راه آسان برای زندگی نیست بلکه چاره ای نداریم: یا با هم مقاومت می کنیم و زنده می مانیم، یا دولت و سرمایه داری همه ما را یکی یکی خواهد کشت.
بعد از ماه ها تحت نظر، پیگردی و آزار و اذیت توسط واحد ضد تروریستی، در ۱۳ فوریه، هنگامی که این ظلم من و کسانی را که با من در تماس هستند بیشتر از گذشته تحت فشار قرار داد، تصمیم سیاسی گرفتم تا پنهان شوم. نه در جای امنی هستم و نه کسی در جای امنی قرار دارد چون در این سیستم سرمایه داری نیو لیبرال جای امنی وجود ندارد، پس پنهان شدن در داخل ۴ دیوار به معنی امنیت شما نیست.
در این دوره زمانه یک مسئولیت تاریخی و سیاسی بر دوش جنبش قرار دارد و دفاع از مقاومت مسلحانه است. هدف سرکوب دولت اول صلح آمیز کردن و در آخر نابود کردن هر نوع مقاومت است، زیرا دولت نمی خواهد که مظلومین مبارزه کنند. دولت از صلح سخن میگوید اما این صلح چیزی جز انحصار خشونت در دست خودِ دولت نیست. دولت در تلاش است که ما را از بازگرداندن خشونت باز دارد، اما مظلوم باید به هر وسیله ای که میفهمد از خود دفاع کنند وگرنه بقا در کار نیست.
در تابستان ۲۰۱۸ وقتی دولت، پلیس ها را به تپه استرفی فرستاد، برای ما بسیار واضح بود که اول فضاهای عمومی مورد حمله قرار می گیرد و قدم بعدی دولت فضاهای خصوصی ما خواهد بود که عملیات واحد ضد تروریست در نوامبر ۲۰۱۹، به وضوح آن را نشان داد. توسعه سرکوب دولت از ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۰ مدرکی برای ما است که اگر صلح آمیز تر باشیم و اقدامات کمتری در راستای مقاومت انجام دهیم، سرکوب دولت بیشتر میشود و این نکته است که چرا جنبش باید ازمقاومت مسلحانه دفاع کند. به اعتقاد من زمان طلایی جنبش آنارشیست در یونان در دهه ۱۹۷۰ بود، زمانی که بسیاری از جوانان به جنبش پیوستند که تا دهه ۱۹۹۰ ادامه داشت، اما دهه ۱۹۹۰ لحظه تاریخی برای ایجاد انقلاب اجتماعی بود، زمانی که زمان آن بود که طبقه کارگر کار را متوقف کند و در خیابان ها شورش کند، اما چون هرگز اتفاق نیفتاد، ناامیدی سیاسی وارد جنبش آنارشیست شد، که بسیاری از رفقای جنبش آنارشیست را مجبور کرد که به احزاب چپ گرویده شوند. به اعتقاد من این تغییر سیاسی در جنبش آنارشیست آغاز ویژگی صلح طلبانه برای اقدامات جنبش مقاومت بود. در سال ۲۰۰۸ همزمان با قتل الکسیس گریگروپولوس توسط پلیس ها و در سال ۲۰۱۲ بحران اقتصادی، این جنبش پایگاه های اجتماعی بیشتری را برای مبارزه خشونت آمیز علیه دولت پیدا کرد، اما مانند پایگاههای اجتماعی نبود که در دهه ۱۹۹۰ وجود داشت، پس ۲۰۰۸ و ۲۰۱۲ نتوانست به انقلاب اجتماعی ختم شود.
مهاجران اولین هدفی هستند که مورد حمله دولت قرار می گیرند زیرا ما به عنوان مهاجر در جامعه ضعیف هستیم ؛ به همین دلیل است که هر وقت دولت بخواهد می تواند به ما حمله کند، و برای مشروعیت دادن به حملاتش، دولت ما را از طریق رسانه هایش مجرم جلوه میدهد. دزدان واقعی سرمایه داران هستند و جنایتکاران واقعی سیاست مداران. ما برای جامعه خطرناک نیستیم ؛ پلیس ها برای جامعه خطرناک هستند و تنها تروریست ها دولت و سرمایه داری هستند.
متأسفانه بیشتر همبستگی هایی که محلی ها به مهاجران میدهند بر اساس قربانی کردن مهاجران و به شیوه اصلاح طلبانه است. به اعتقاد من بحران مهاجران را نمیتوان با تغییر قوانین حل کرد چون سرمایه داری و دولت بحران مهاجران را ایجاد کردند، تا زمانی که خالق بحران مهاجران وجود دارد، بحران هم وجود دارد و به همین دلیل است که همبستگی به مهاجران باید شخصیت ضد دولتی و ضد سرمایه داری داشته باشند. به نظر من در حال حاضر همبستگی یعنی حمله و ما به یک حرکت همبستگی نیاز داریم که ویژگی های ضد سرمایه داری و ضد دولتی در یونان داشته باشد. در همبستگی با مهاجران باید به منافع دولت و سرمایه داری حمله کنیم.
از چند روز پیش هزاران مهاجر در مرز یونان / ترکیه قرار دارند و برای ورود به اتحادیه اروپا تلاش میکنند اما پلیس و سربازان از گلوله جنگی و گاز اشک آور علیه مهاجران استفاده کردند. در حالی که باور دارم که نباید وارد بازی سیاسی دولت ها شویم، در حال حاضر مفید ترین همبستگی به مهاجران که در مرز هستند مسلح کردن آنها است چون جواب گلوله باید گلوله باشد و این تنها راه است که مرز را برای همه مهاجران باز میشود. ما به عنوان مهاجر باید برای چیزی که نیاز داریم بجنگیم و در حال حاضر اولین نیاز ما بقا است، پس باید کسانی که ما را می کشند را نابود کنیم ؛ جز ترس خود چیزی برای از دست دادن نداریم.
ما به عنوان مهاجر که در داخل اتحادیه اروپا هستیم، نباید سکوت کنیم و باید با محلی ها در برابر آنچه در مرز ترکیه / یونان میگذرد به خیابان ها بیایم. میدانم که بسیاری از ما در کشورهایی که از آن آمده ایم زندگی سختی داشتیم، اما نباید به اهداف شخصی خود فکر کنیم. این وضعیت مرا یاد شعری می اندازد، در آن زمان که نازی ها در آلمان قدرت داشتند: وقتی برای سوسیالیستها آمدند، من هیچ کاری نکردم چون سوسیالیست نبودم ؛ وقتی برای کمونیست ها آمدند، من هیچ کاری نکردم چون کمونیست نبودم ؛ و زمانی که برای یهودها آمدند، من کاری نکردم چون یهودی نبودم ؛ و در آخر که برای من آمدند، کسی نبود که از من دفاع کند. من معتقدم وقتی کارشان با مهاجران در مرز تمام شد، هدف بعدی مهاجران درون اتحادیه اروپا خواهند بود..
آبتین پارسا ۳/۶/۲۰۲۰
Είμαστε σε κατάσταση πολέμου, κάποιοι από εμάς έχουν σκοτωθεί , κάποιοι από εμάς βρίσκονται σε φυλακες, κάποιοι απο εμάς αναγκαστήκαμε να δραπετεύσουμε και κρυβόμαστε και πολλοί από εμάς είμαστε κάτω από μεγάλη πίεση. Πρέπει να αποδεχτούμε ότι το να αντιστέκεσαι ενάντια στο κράτος και τον καπιταλισμό δεν είναι ένας εύκολος τρόπος να ζεις αλλά δεν έχουμε άλλη επιλογή˙ είτε θα αντισταθούμε όλοι μαζί και θα επιβιώσουμε , ή το κράτος και ο καπιταλισμός θα μας σκοτώσει όλους μας έναν έναν.
Μετά από μήνες υπό καθεστώς παρακολούθησης και παρενόχλησης από την αντιτρομοκρατική, στις 13 Φεβρουαρίου, όταν πια είχα στοχοποιηθεί και εγώ αλλά και τα άτομα που συναναστρεφόμουν, πιο πολύ από όσο άλλοτε, πήρα την πολιτική απόφαση να κρυφτώ. Δεν είμαι σε ένα ασφαλές μέρος και φυσικά κανένας δεν είναι ασφαλής σε αυτό το νεοφιλελεύθερο καπιταλιστικό σύστημα, γι’αυτό , το να κρύβεσαι μέσα σε τέσσερις τοίχους δεν σημαίνει ότι είσαι προστατευμένος.
Αυτή την χρονική στιγμή, υπάρχει μια ιστορική και πολιτική ευθύνη για το κίνημα να υπερασπιστεί την ένοπλη αντίσταση. Ο στόχος της κρατικής καταστολής είναι πρώτα να κατευνάσει και στο τέλος να καταστρέψει κάθε είδος αντίστασης , επειδή το κράτος φυσικά δεν θέλει την αντεπίθεση των καταπιεσμένων. Το κράτος μιλάει για ειρήνη αλλά αυτή η ειρήνη είναι μόνο το μέσο για να μονοπωλήσει τη βία στα χέρια του. Προσπαθεί να μας κάνει ανίκανους να απαντήσουμε και εμείς με βία, αλλά οι καταπιεσμένοι πρέπει να αμυνθούν με όποιο τρόπο θεωρούν καλύτερο˙ αλλιώς δεν υπάρχει επιβίωση.
Το καλοκαίρι του 2018, όταν οι μπάτσοι κατέλαβαν τον λόφο του Στρέφη, έγινε ξεκάθαρο σε μας, ότι οι δημόσιοι χώροι είναι οι πρώτοι στόχοι του κράτους και οι επόμενοι είναι οι ιδιωτικοί μας χώροι , όπως αποδείχτηκε από την επιχείρηση της αντιτρομοκρατικής τον Νοέμβριο του 2019. Η εξελικτική πορεία της κρατικής καταστολής από το 2012 έως το 2020 είναι η απόδειξη του αν είμαστε περισσότερο ειρηνιστές και μειώσουμε τις πράξεις αντίστασης , η καταστολή θα αυξηθεί ακόμα πιο πολύ, και αυτή είναι η απάντηση στο γιατί το κίνημα θα πρέπει να υπερασπιστεί την ένοπλη αντίσταση. Πιστεύω πως η χρυσή εποχή του αναρχικού κινήματος στην Ελλάδα ήταν η δεκαετία του 1970 , όταν πολλοί νέοι συμμετείχαν στο κίνημα, μέχρι και το 1990. Η δεκαετία του 1990 ήταν η στιγμή για να γίνει μια κοινωνική επανάσταση , ήταν η στιγμή που η εργατική τάξη έπρεπε να σταματήσει να δουλεύει αλλά να διαδηλώνει στους δρόμους, κάτι το οποίο δεν έγινε , και γι αυτό η πολιτική απογοήτευση εισχώρησε στο αναρχικό κίνημα και έκανε πολλούς σύντροφους του αναρχικού κινήματος να αρχίσουν να συμμετέχουν σε αριστερά κόμματα. Θεωρώ πως αυτή η πολιτική αλλαγή στο αναρχικό κίνημα ήταν μια αρχή για ένα αντιστασιακό κίνημα με πιο πασιφιστικά χαρακτηριστικά. Το 2008, ταυτόχρονα της δολοφονίας του Αλέξη Γ. από μπάτσους και το 2012 της οικονομικής κρίσης, το κίνημα βρήκε περισσότερες κοινωνικές βάσεις για να αντεπιτεθεί βίαια στο κράτος αλλά δεν ήταν σαν τις κοινωνικές βάσεις του 1990 και γι αυτό το 2008 και το 2012 δεν θα μπορούσε να γίνει μια κοινωνική επανάσταση.
Οι μετανάστες είναι ο πρώτος στόχος του κράτους γιατί εμέις σαν μετανάστες είμαστε οι πλέον αδύναμοι άνθρωποι στην κοινωνία˙ και γι αυτό όποτε θέλει το κράτος μπορεί να μας επιτεθεί και να προσδώσει και μία νομιμότητα στις επιθέσεις του , χρησιμοποιώντας τα media τα οποία μας προβάλλουν ως εγκληματικά και κακοποιά στοιχεία. Οι πραγμάτικοι όμως ληστές είναι οι καπιταλιστές και οι πραγματικοί εγκληματίες είναι οι πολιτικοί. Δεν είμαστε επικίνδυνοι για την κοινωνία˙ οι μπάτσοι είναι επικίνδυνοι για την κοινωνία και οι μόνοι τρομοκράτες ειναι το κράτος και ο καπιταλισμός.
Δυστυχώς, ένα μεγάλο κομμάτι της αλληλεγγύης των ντόπιων στους μετανάστες, είναι βασισμένο στη θυματοποίηση των μεταναστών και σε ένα ρεφορμιστικό πρότυπο. Πιστεύω πως το μεταναστευτικό δεν λύνεται αλλάζοντας τους νόμους επειδή ο καπιταλισμός και το κράτος δημιουργούν την μεταναστευτική κρίση και όσο οι δημιουργοί της συνεχίζουν να υπάρχουν, η κρίση θα συνεχιστεί κι αυτή, και γι αυτό η αλληλεγγύη στους μετανάστες θα πρέπει να έχει αντικρατικά και αντικαπιταλιστικά χαρακτηριστικά. Κατά την γνώμη μου, αυτή την στιγμή , αλληλεγγύη σημαίνει επίθεση και χρειαζόμαστε ένα κίνημα αλληλεγγύης στην Ελλάδα με αντικρατικά και αντικαπιταλιστικά χαρακτηριστικά. Πρέπει να επιτεθούμε στα σχέδια του κράτους και του καπιταλισμού πλάι με τους μετανάστες.
Πριν από μερικές κιόλας μέρες, χιλιάδες μετανάστες ήταν στα σύνορα Ελλάδας/Τουρκίας και προσπαθούσαν να εισχωρήσουν στην Ευρωπαϊκή Ένωση, αλλά μπάτσοι και στρατός χρησιμοποίησαν σφαίρες και δακρυγόνα εναντίον τους. Ενώ πιστεύω πως δεν θα έπρεπε να μπλεχτούμε στα πολιτικά παιχνίδια των κρατών , η πιο χρήσιμη αλληλεγγύη ,αυτήν την στιγμή, στους μετανάστες που βρίσκονται στα σύνορα είναι να τους οπλίσουμε γιατί η απάντηση στις σφαίρες θα πρέπει να είναι πάλι σφαίρες και αυτός είναι ο μόνος τρόπος να ανοίξουν τα σύνορα για όλους τους μετανάστες.
Εμείς σαν μετανάστες θα πρέπει να παλέψουμε για τις ανάγκες μας και αυτή την στιγμή η μεγαλύτερη ανάγκη μας είναι η επιβίωση, γι’ αυτό και πρεπει να καταστρέψουμε αυτούς που μας σκοτώνουν˙ δεν έχουμε τίποτα να χάσουυμε παρά μόνο τους φόβους μας. Εμείς οι μετανάστες που βρισκόμαστε μέσα στην Ε.Ε. , δεν θα πρέπει να ήμαστε ήσυχοι και πρέπει να βγούμε στους δρόμους μαζί με τους ντόπιους ενάντια σε ότι συμβαίνει στα σύνορα Τουρκίας/Ελλάδας. Ξέρω ότι πολλοί απο εμάς είχαμε μια δύσκολη ζωή στις χώρες από τις οποίες ήρθαμε, αλλά δεν θα πρέπει να σκεφτόμαστε ατομικά για τους προσωπικούς μας στόχους.
Αυτή η κατάσταση μου θυμίζει ένα ποίημα από τον καιρό που οι Ναζί είχαν την εξουσία στην Γερμανία : «Όταν οι ναζιστές ήρθαν για τους σοσιαλιστές, σιώπησα γιατί δεν ήμουν σοσιαλιστής. Όταν ήρθαν για να πάρουν τους κομμουνιστές, σιώπησα επειδή δεν ήμουν κομμουνιστής. Όταν ήρθαν για τους Εβραίους, σιώπησα γιατί δεν ήμουν Εβραίος, και στο τέλος, όταν ήρθαν για μένα, δεν ήταν κανένας εκεί να με υπερασπιστεί…» Θεωρώ πως όταν τελειώσουν με τους μετανάστες που βρίσκονται στα σύνορα, θα έρθουν και για εμάς. Τους μετανάστες που βρισκόμαστε μέσα στην Ε.Ε.
Abtin Parsa 6/3/2020
via: athens.indymedia.

Comments are closed.